با سلام خدمت شما دوست عزيز از اينکه به جزيره تنهايي من تشريف آورديد ممنون,مطالب اين وبلاگ زاده تفکرات شخصي بنده بوده و خالي از اشکال نميباشد با اظهار نظرتون در رفع اين اشکالات کمکم کنيد*** با تشکر علي
 
 
صفحه اصلي عناوين مطالب تماس با ما كد موزيك
آهسته بيا...
لينک دوستهاي عزيزم

تعدادي كد موزيك متنوع براي وبلاگ ساخته خودم *كليك كنيد*

**پست ثابت**

خدایا به این جزیره تنهایی پناه آورده ام از هیاهو و درد روزمرگی. تا شاید در این جزیره

مسکوت خود را بیابم که اگر خود را یافتم عینا تو را یافته ام پس دستم را بگیر که تو خود

می دانی راه به هیچ ندارم فقط خودت را می طلبم که لیاقتم کمتر از تو نیست. دریابم که در

گرداب من بودن رو به فنا هستم و هر لحظه با هر تکبر بیش از پیش در این نیستی

فرو میروم

*************************************************

دوستان عزيز براي خوندن مطالب قديمي تر مي توانيد از آرشيو ماهانه

و يا انتخاب نوع مطلب اعم از داستان .شعر و....از قسمت برچسب ها

استفاده نماييد

و همچنين براي تبادل لينك وبلاگم رو لينك كنيد و خبرم كنيد تا من هم

وبلاگ شما رو لينك كنم

پروفايلم فعاله براي مشاهده اينجا كليك كنيد

[ شنبه 1391/06/11 ] [ 0:2 ] [ علی ]

گاهي وقتها دوست داري دستت رو بگذاري روي گوشت

و چشمهات رو ببندي و فكر كني مُردي و شيريني بي خبري

از آدمهاي بي صفت اين دنيا رو حس كني و روي پيشونيت

بنويسي تا اطلاع ثانوي تعطيل مي باشد

...(((لطفا مزاحم نشويد)))...

[ دوشنبه 1392/04/03 ] [ 14:31 ] [ علی ]

گر بخندي خنده بر لبهاي من

گر بگريي تر شود چشمان من

گر شوي روزي تو سير از بودنم

بي گمان آن روز بود پايان من

***********************

همه ي عمر,من مجنون پي ليلا بودم

واضحت بود كه چقدر عاشق و شيدا بودم

گرچه آخر وصل تو گشت نصيبم ليلا

اي دريغا كه چقدر با تو هم تنها بودم



برچسب‌ها: شعر, دلنوشته
[ یکشنبه 1391/11/01 ] [ 20:28 ] [ علی ]
يا رب سبب اين همه آزارم چيست؟

نمك اشك زدن بر دل بيمارم چيست؟

يا رب تو بگو رسم جوانمردي چيست؟

مرد كجا؟

عاشق و شيدا ديگر كيست؟

دل من مرد...

تو بگو درمانش چيست؟

دل من نمي تپد...

مانده ام معنايش چيست؟

آري مرده ام....

اين هم براي خود حرفيست....

حرفي كه ز غم خيزد و بر دل غمگين بنشيند...

اشك چشمي كه بجزء ديده گريان عاشق كس ديگر نمي بيند...




برچسب‌ها: شعر, دلنوشته
[ سه شنبه 1391/10/19 ] [ 21:5 ] [ علی ]
من زورقي شكسته بر روي آبم

از دور همچو دريا اما سرابم

چون كاخي مجلل در ديده تو

نزدم گر بيايي كوخي خرابم

ديده به ديده انداز تا خود ببيني

ظاهر پري گونه ام, اما عذابم

نجوا كني به گوشم فرشته ي پاك

چون شيطان ستمگر,آخر كدامم؟

فرشته ي ستمگر گشته اسيرت

ز لطف و رحم بسيار ده تو جوابم





برچسب‌ها: شعر, دلنوشته
[ شنبه 1391/10/16 ] [ 23:28 ] [ علی ]

ياد آن شهر بلا كرببلا يادش بخير

خستگي, شوق وصال, آن همه راه يادش بخير

گرچه جا مانديم ز جمع عشاق الحسين

با تمام سوز دل ناله زنيم يادش بخير


برچسب‌ها: شعر, دلنوشته
[ پنجشنبه 1391/10/14 ] [ 11:26 ] [ علی ]
در شبي سرد و بلند

همچو مجنون گشته دند

تن به خاكي مي نهم

جان به صاحب مي دهم

مي گذارم ديده ام

هر چه كه بشنيده ام

همه را يادم رود

لحظه كه جانم رود

هرچه زخم كينه هست

كه به جانانم نشست

خواب آخر مي روم

دست بر دستش دهم

لحظه اي كه پا نهد

يزدان فرمانم دهد

مي رود از ديدگان

چهره و نام و نشان

هيچ نماند از منم

تكه سنگي چون صنم

مي شود خاك و مزار

رفته است دار و ندار

آه از تنهاييم

اين شدش آزاديم؟

خود بكردم كرده ام

هرچه هست خود كرده ام

***علي***

****************************

دند: احمق, ابله, کودن, دبنگ, فرومایه, دنگ‌هم‌گویند






برچسب‌ها: شعر, دلنوشته
[ یکشنبه 1391/08/28 ] [ 21:45 ] [ علی ]
گوشه اي در كلبه احزان من

بر شيار كهنه ديوار غم و تنهاييم

چون چراغي گشته در دام فنا

نور چشمم سو زنان سر مي دهد

هق هق مردن به دست اشقيا

هر كه آمد سر به جان من گذاشت

خنجري بران به زير گرده و قلبم گذاشت

آه.خستم از تمام اينهمه نامردمي

هر كه آمد زد به قلبم زخم كينه در دمي

كو چراغ پر فروغ و مرحم بي حيله ام

كو نور ديده و كو دواي زخم سينه ام

در تمام ظلمت و اضلال شب

نور بود و چشم من غفلت گزيد

ماه بود و ديده ام او را نديد

در كنارم چشم در راه و نگاه

سوي من كرد سوي من ديده ماه

حال حسرت ميخورم از براي غفلتم

از براي اين زيان و اين خسران بي علتم

روز رفته خارج از عمر من است

قدر بايد. روز دگر روز من است

*************************

مردن به دست اشقيا: با توجه به دو مصرع قبلي منظور همان خاموش كردن

نور چراغ مي باشد كه در زبان فارسي به آن كشتن نور چراغ هم مي گويند

اشقيا: ( اسم ) جمع شقی بدبختان تیره روزان تبه روزان

گرده: پایین گردن از پشت--منظور از زير گرده يعني قسمتي كه قلب قرار

داره از پشت بدن

اضلال شب: ( مصدر ) از راه بردن بیراه کردن گمراه ساختن--منظور گمراهي

حاصل از تاريكي شب


برچسب‌ها: شعر, دلنوشته
[ پنجشنبه 1391/08/18 ] [ 15:32 ] [ علی ]

اين سروده ام رو تقديم مي كنم به همسر عزيزم كه خيلي دوستش دارم

شب بود و شبم يك شب باراني شد

با طوفان نگاهش درياي دلم طوفاني شد

به خيال من آسمان فقط يك ماه داشت

آسمان شبم مزين به ماه ثاني شد

خود بودم و غوطه ور اندر تنهايي خويش

كه يكباره جانم بسته به دگر جاني شد

سرگشته و بي خانمان بودم كه

اين مرغ دلم صاحب سر و ساماني شد


برچسب‌ها: شعر, دلنوشته
[ دوشنبه 1391/08/08 ] [ 22:7 ] [ علی ]
شب بود و فقط سكوت و تنهايي بود

در چادر شب هر چه كه بود واهي بود

من بودم و تنهايي و ماتمكده خويش

هر شب به غمم فزون بشد بيش

اميد دگر از دل من رخت و جمع كرد

يكباره به دل غم و صد خون جگر كرد

غرق غم و اندوه ببودم كه شبم رفت

صبح آمد و آن تيره نگونيه بدم رفتم

از پشت جبال و قله ي غم

با ناز و كرشمه سپيده زد دم

در قلب نذار من درخشيد

نور بصرش چو نور خورشيد

چون پاره شكر به دل نشيند

دنياي غمم يجا بچيند


برچسب‌ها: شعر, دلنوشته
[ دوشنبه 1391/08/01 ] [ 23:49 ] [ علی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره خودم و وبلاگم
................................................ با سلام و خوش آمد خدمت شما دوست عزيز من علي هستم اينجا اومدم تا بتونم بنويسم بگم و البته بشنوم هر نوع انتقادي رو مي پذيرمخوشحال ميشم نظرتون رو در مورد مطالبم بدونم ايميلم:AMF_66@yahoo.com ................................................






محل اقامت كاربران آنلاين
برچسب‌ها وب
امکانات مفيد وب